پرنیا جونپرنیا جون، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره
نیمانیما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره

♡♡پرنیا ملکه ی شهر عشق♡♡

6ماهگی عسل خانم و شروع غذای کمکی...

1391/8/3 15:30
140 بازدید
اشتراک گذاری

هووووووووووووووووررررررررررررررررا پرنیای من 6ماهه شد

سلام پرنیا جونم

  ماهگیت مبارک عسلکم امروز روز قشنگیه چون ٦ ماه دیگه یک سالت می شه.

٦ماه پیش یه همچین روزی بود که برای اولین بار توآغوشم بودی.

بوت می کردم و می دونستم همه ی دنیای کوچیکت من هستم

وحالا می بینم که تو با تموم کوچیکیت همه ی دنیای من هستی

بالاخره این روزهای دوست داشتنی رسیدوتو می تونی غذا خوردن رو شروع کنینمی دونی چقدر ای لحظات رو دوست دارم دیروز کل آشپز خونه رو بهم ریختم تا برات یه فرنی برنج درست کنم

وقتی برا اولین بار بهت غذا دادم قیافه ات دوستداشتنی ودیدنی بود به نظر می اومد طعمش رو دوست نداری

نمی دونم چرا تا غذا می خوری شل می شی و خوابت می گیره

نکنه تا حالا گشنه می موندی آخه بعد غذا خدارو شکر خوب می خوابی قربونت برم

تو این ماه خیلی کارای جدید می کنی:

اسباب بازی ها رو از این دستت می دی اون دستت

صبحا که بیدار می شی دست و پات رو حاضر و غائب می کنی و با تعجب نگاهشون می کنی تا یه موقع گمشون نکنی بابایی همیشه می گه پ پ ری داری حساب می کنی چند ساعت خوابی فدات بشم با اون دستهای نازت که از همون اولین نگاهم عاشقشون شدم

من رو تا حدودی می شناسی

هر چی میارم جلوت با دست وپاهات می گیری

تازه گیا پاهات رو می کنی تو دهنت این کار رو زندایی عاطفه بهت یاد داد که فقط منتظرم نی نی گوگولیشون به دنیا بیاد تا درسته بخورمش

دور خودت می چرخی ،دنده عقب رفتنت که عالیه

وقتی باباجونی از سر کار میاد خونه همه چیز رو می زنی کنار تا بری تو بغلش

وقتی دستم رو می ذارم رو لبات و تکوت می دم اااااااااااا می کنی و از صدای خودت خوشت میاد البته این حرکت رو عارفه جون وقتی برا مکه عمو مجید اومده بودند خونه مادر بهت یاد دادو همه بچه ها وقتی این کارو انجام می دادی ذوق می کردند

خلاصه اینقدر با مزه و دوست داشتنی شدی که من همش بوست می کنم

 لبخند یک فرشته

 

قربون اون انگشتت جوجو

اینجا هم خونه ی مادر شهنازه

و این هم فیگور های پرنیا گوگولی

آخر بار تو حسابگری استاد می شی از بس حساب و کتاب می کنی با انگشتات

شنا کردن گیلاس مامان

تو همه رشته ای هم حرفه داری

 

حالا یه چرخی بزنیم

آااااااااااااااااااااااااااااهان

وااااااااااااااااااااااااای فدای اون سخنرانیت بشم آخرش من تو رو می خورم عسسسسسسسیسم

اولین غذای کمکی :فررررررررررررررررررررنیییییییییییییییی

وباز هم تشک بازییی

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان رومینا
26 مرداد 91 12:52
آره دیگه دخترا بابایین حالا بذار بزرگتر شه کلی دلبری میکنه واسه باباش
دختر عمو بابایی
7 شهریور 91 22:11
این عکساش خیلی نازه
مامان هستی
12 شهریور 91 9:30
الهی فدات شم قربونت برم خیلی نازی گلم